الان ساعتای اخر شرکتو دارم میگذرونم... کاری هم ندارم فعلا... دلم گرفته... نمیدونم چیکار کنم...
خدایا خودت میدونی چی ته دلمه... خودت کمکم کن...
نمیدونم نمیدونم نمیدونم... همش شده نمیدونم... پس کی باید بدونم چه مرگمه و چکار باید بکنم...

برچسب: من و تنهاییام,من و تنهايي هام,منو با تنهاییام تنها بذار,من تنهاییام,من موندم و تنهاییام,داستان من و تنهاییام,عکس من و تنهاییام,داریوش آروین من و تنهاییام,
نویسنده: مهراد حبیبی