سال جدید اومده و الان نصفش رفته... من خیلی عوض شدم... این سلمی دیگه اون سلمی نیست...
روز ب روز همه چی بیشتر برام بی اهمیت داره میشه... هیچ ارزویی ندارم... هیچ هدفی ندارم... هیچ و هیچی...
نمدونم دارم با زندگیم چه می کنم...
دیگه گمونم خدا هم بیخیالم شده... البته مقصر خودمم ک بی خدا شدم... امید؟ امید برا چی؟ دنبال یچیزی ام ک یکم امیدواری در خودم بوجود بیارم اما هیچی ندارم ک دلخوشش و امیدوارش بشم...
یهو اومدم اینجا امروز...
تو شرکتم... دارم ابی گوش میدم... چه روزایی بود قبلاها... حتی نمدونم خوب بودن یا ید...
وصف حال این روزام شده این جمله:
تنهایی مهربانم کرده است;
شبیه سربازی که
از روی برجک دیده بانی
برای تک تیراندازان آن سوی مرز
دست تکان می دهد...
....................................................................................
پ.ن: من دنبال چیزی یا کسی نیستم... فعلا من درونم افتاده بجونم... کشت و کشتاری داره راه میفته... خستم...
برچسب: مهر 95 نی نی سایت,دستورالعمل پروژه مهر 95,94,
نویسنده: مهراد حبیبی